1-1-16- روش های جدا سازی27
1-1-16-1- پادتن های مونو کلونال28
1-1-16-2- سرولوژی28
1-1-16-3- تست های آزمایشگاهی پاتوژنسیته28
1-1-16-4- تست های سرولوژیک برای آنتی بادی های ویروس بیماری نیوکاسل29
1-1-16-5- تشخیص تفریقی29
1-1-16-5-1- روش های مولکولی در تشخیص بیماری نیوکاسل30
1-1-17-2- سیاست های کنترل ملی33
کنترل و پیشگیری در سطح مزرعه33
1-1-18- واکسیناسیون34
1-1-18-1- ابعاد تاریخی واکسیناسیون34
1-1-18-2- سیاست های واکسیناسیون35
1-1-18-3- واکسن های زنده35
سویه های ویروس :35
1-1-18-3-1- استفاده از واکسن های زنده36
1-1-18-3-2- مزایا و معایب واکسن های زنده37
1-1-18-4- واکسن های غیر فعال یا کشته38
1-1-18-4-1- روش های تولید واکسن کشته یا غیر فعال38
1-1-18-4-2- مزایا و معایب واکسن های کشته یا غیر فعال38
1-1-18-5- برنامه واکسیناسیون39
1-1-18-6- تفسیر پاسخ های واکسن39
1-1-18-7- واکسیناسیون سایر پرندگان40
فصل دوم : روش تحقیق41
2-1- روش تحقیق41
2-1-1-برنامه واکسیناسیون41
2-2-آزمایش ELISA 44
2-3-آزمایش HI45

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

2-3-1- مراحل انجام آزمایش HI46
فصل سوم: نتایج50
3-1- نتایج حاصل از مقایسه عیار آنتی بادی در آزمایش ممانعت از هماگلوتیناسیون در گروههای مختلف50
3-2- نتایج حاصل از مقایسه عیار آنتی بادی در آزمایش الایزا در گروههای مختلف51
3-3 تعیین ارتباط بین تیتر آنتی بادی ناشی از آزمایش ممانعت از هماگلوتیناسیون و آزمایش الایزا:53
3-4 تعیین ارتباط بین تیتر آنتی بادی ناشی از آزمایش ممانعت از هماگلوتیناسیون و آزمایش الایزا در فارم یک:54
3-5 تعیین ارتباط بین تیتر آنتی بادی ناشی از آزمایش ممانعت از هماگلوتیناسیون و آزمایش الایزا در فارم دو:55
3-6 تعیین ارتباط بین تیتر آنتی بادی ناشی از آزمایش ممانعت از هماگلوتیناسیون و آزمایش الایزا در فارم سه:56
3-7 تعیین ارتباط بین تیتر آنتی بادی ناشی از آزمایش ممانعت از هماگلوتیناسیون و آزمایش الایزا در فارم چهار:57
3-8 تعیین ارتباط بین تیتر آنتی بادی ناشی از آزمایش ممانعت از هماگلوتیناسیون و آزمایش الایزا در فارم پنج:58
3-9 تعیین ارتباط بین تیتر آنتی بادی ناشی از آزمایش ممانعت از هماگلوتیناسیون و آزمایش الایزا در فارم شش:59
3-10 تعیین ارتباط بین تیتر آنتی بادی ناشی از آزمایش ممانعت از هماگلوتیناسیون و آزمایش الایزا در فارم هفت:60
3-11 تعیین ارتباط بین تیتر آنتی بادی ناشی از آزمایش ممانعت از هماگلوتیناسیون و آزمایش الایزا در فارم هشت:61
3-12 تعیین ارتباط بین تیتر آنتی بادی ناشی از آزمایش ممانعت از هماگلوتیناسیون و آزمایش الایزا در فارم نه:62
3-12 تعیین ارتباط بین تیتر آنتی بادی ناشی از آزمایش ممانعت از هماگلوتیناسیون و آزمایش الایزا در فارم ده:63
فصل چهارم: بحث و نتیجه گیری64
فصل پنجم: پیشنهادات67
فهرست منابع:68
منابع فارسی:68
منابع لاتین:68
چکیده انگلیسی:72
فهرست جداولعنوان صفحهجدول (3- 1): مقایسه نتایج حاصل از عیار آنتی بادی برعلیه نیوکاسل با استفاده از آزمایش HI در سه گروه مورد مطالعه50
جدول (3- 2): مقایسه نتایج حاصل از عیار آنتی بادی برعلیه نیوکاسل با استفاده از آزمایش الایزا در سه گروه مورد مطالعه52
جدول (3- 3): ارتباط بین میانگین عیار آنتی بادی برعلیه نیوکاسل در آزمایش الایزا و HI در سه گروه مورد مطالعه53
جدول (3- 4): همبستگی بین میانگین عیار آنتی بادی برعلیه نیوکاسل در آزمایش الایزا و HI در فارم یک54
جدول (3- 5): همبستگی بین میانگین عیار آنتی بادی برعلیه نیوکاسل در آزمایش الایزا و HI در فارم دو55
جدول (3- 6): همبستگی بین میانگین عیار آنتی بادی برعلیه نیوکاسل در آزمایش الایزا و HI در فارم سه56
جدول (3- 7): همبستگی بین میانگین عیار آنتی بادی برعلیه نیوکاسل در آزمایش الایزا و HI در فارم چهار57
جدول (3- 8): همبستگی بین میانگین عیار آنتی بادی برعلیه نیوکاسل در آزمایش الایزا و HI در فارم پنج58
جدول (3- 9): همبستگی بین میانگین عیار آنتی بادی برعلیه نیوکاسل در آزمایش الایزا و HI در فارم شش59
جدول (3- 10): همبستگی بین میانگین عیار آنتی بادی برعلیه نیوکاسل در آزمایش الایزا و HI در فارم هفت60
جدول (3- 11): همبستگی بین میانگین عیار آنتی بادی برعلیه نیوکاسل در آزمایش الایزا و HI در فارم هشت61
جدول (3- 12): همبستگی بین میانگین عیار آنتی بادی برعلیه نیوکاسل در آزمایش الایزا و HI در فارم نه62
جدول (3- 13): همبستگی بین میانگین عیار آنتی بادی برعلیه نیوکاسل در آزمایش الایزا و HI در فارم ده63
فهرست نمودارهاعنوان صفحه(نمودار3- 1): نمودار مقایسه‌ای میانگین عیار آنتی بادی برعلیه نیوکاسل در آزمایش HI در سه گروه مورد مطالعه51
(نمودار3- 2): نمودار مقایسه‌ای میانگین عیار آنتی بادی برعلیه نیوکاسل در آزمایش الایزا در سه گروه مورد مطالعه52
(نمودار3- 3): نمودار همبستگی بین میانگین عیار آنتی بادی آزمایش الایزا و آزمایش HI در کل فارم‌های مورد مطالعه53
(نمودار3- 4): نمودار همبستگی بین میانگین عیار آنتی بادی آزمایش الایزا و آزمایش HI در فارم یک54
(نمودار3- 5): نمودار همبستگی بین میانگین عیار آنتی بادی آزمایش الایزا و آزمایش HI در فارم دو55
(نمودار3- 6): نمودار همبستگی بین میانگین عیار آنتی بادی آزمایش الایزا و آزمایش HI در فارم سه56
(نمودار3- 7): نمودار همبستگی بین میانگین عیار آنتی بادی آزمایش الایزا و آزمایش HI در فارم چهار57
(نمودار3- 8): نمودار همبستگی بین میانگین عیار آنتی بادی آزمایش الایزا و آزمایش HI در فارم پنج58
(نمودار3- 9): نمودار همبستگی بین میانگین عیار آنتی بادی آزمایش الایزا و آزمایش HI در فارم شش59
(نمودار3- 10): نمودار همبستگی بین میانگین عیار آنتی بادی آزمایش الایزا و آزمایش HI در فارم هفت60
(نمودار3- 11): نمودار همبستگی بین میانگین عیار آنتی بادی آزمایش الایزا و آزمایش HI در فارم هشت61
(نمودار3- 12): نمودار همبستگی بین میانگین عیار آنتی بادی آزمایش الایزا و آزمایش HI در فارم نه62
(نمودار3- 13): نمودار همبستگی بین میانگین عیار آنتی بادی آزمایش الایزا و آزمایش HI در فارم ده63

فهرست تصاویرعنوان صفحهNo table of figures entries found.
فصل اول : مقدمه
1-1- مقدمه
اعضای خانواده پارا میکسو ویریده ویروس های غشا دار و حاوی RNA هستند که دارای ژنوم های تک رشته ای قطعه قطعه نشده با پولاریته منفی می باشند .کپسید این ویروس ها در سیتوپلاسم و غشای آنها در سطح سلول های آلوده تشکیل می شود . با استفاده از میکروسکوپ الکترونی با روش تباین منفی ذرات ویروسی ، چند شکلی به نظر می رسند که اگر کروی باشند قطر معمول آنها 100 تا 500 نانومتر و اگر رشته ای باشند ، عرض آنها حدود 100 نانومتر خواهد بود(Alexander et al., 2008).
ویروس ها برجستگی مشخصی دارند که سطح آنها را پوشانده و به داخل غشای ویروسی رفته است . این برجستگی های سطحی از نظر اندازه به دو دسته تقسیم می شوند.
الف- برجستگی های بلند 8 نانومتر که حاوی گلیکوپروتئین منفرد HN هستند که فعالیتهای هماگلوتیناسیون و نور آمینیداز مربوط به آن است.
ب- برجستگی های کوچکتر که توسط گلیکوپروتئین F تشکیل شدند و توانایی غشای ویروس برای ممزوج شدن با غشاهای سلول ، مربوط به آن است. در نتیجه این خاصیت، مواد ژنتیکی ویروس به داخل سلول میزبان وارد شده ، موجب اتصال سلول های آلوده به یکدیگر می گردد. در نتیجه ما اثر سیتوپاتیک مشخص ویروس یعنی تشکیل سن سشیال را خواهیم دید.
بیماری نیوکاسل از نظر شیوع ، شدت و تیپ در دنیا بسیار متفاوت است ؛این شیوع اغلب سبب مشکلاتی در تشخیص بیماری نیوکاسل می شود بخصوص زمانی که در یک کشور یا منطقه معرفی شود وایجاد مشکل در نامگذاری می کند .زمانی نیوکاسل پیچیده تر می شود ، که سویه های مختلف این ویروس باعث شیوع این بیماری با شدت های بسیار متنوع می شود. تقسیم بندی پاتو تیپ های نیوکاسل عمدتا بر اساس علائم بالینی است(Beard et al., 1985).
1- فرم Doyle : یک فرم حاد و یک عفونت کشنده در تمام سنین است .زخم های هموراژیک دستگاه گوارش حضور مستمر دارند و این فرم بیماری با نام نیوکاسل ولووژنیک احشاء دوست نام گذاری شد(vicserotropic velogenic).
2- فرم Beach : یک فرم حاد است که اغلب در تمام سنین کشنده است که علائم عصبی مشخصی ایجاد می کند و به نام نیوکاسل ولوژنیک نروتروپیک می باشد(NVND).
3- فرم Beaudette : از نظر علائم کمتر ازNVND است و مرگ فقط در سنین جوانی اتفاق می افتد .ویروس مسبب این عفونت ، تیپ مزوژنیک است که به عنوان واکسن زنده ثانویه استفاده می شود.
4- فرم Hitchner : که علائم ملایمی ایجاد می کند و دارای علائم تنفسی است که مسبب آن یک پاتوتیپ لنتوژنیک است که به صورت رایج به عنوان واکسن استفاده می شود.
5- فرم روده ای بدون علائم : عمدتا یک عفونت روده ای است که مسبب آن ویروس لنتوژنیک است که بیماری مشخصی ایجاد نمی کند .تعدادی از واکسن های تجاری زنده از این پاتوتیپ هستند.
ویروس بیماری نیوکاسل برای اولین بار در سال 1926 جدا شد و به مدت 30 سال تنها پارامیکسو ویروس شناخته شده پرندگان محسوب می شد.اما از اوایل دهه 1970 تا کنون، تعداد زیادی از گونه های پارامیکسو ویروس های پرندگان که از نظر سرم شناسی از NDV مجزا هستند، جدا شده اند.تا کنون از آزمایشهای HI،IDD،SN،NI و سایر آزمایشهای سرم شناسی و خصوصیات ساختمانی برای نشان دادن 9 گروه مجزای پارا میکسو ویروس های پرندگان استفاده شده است.
این سروتیپ ها تحت عنوان PMV-1 تا PMV-9 نامیده شده اند. از روش نامگذاری ویروس های آنفلوانزای A برای پارامیکسو ویروس های پرندگان استفاده شده است. به این گونه که یک ویروس جدا شده را بر اساس :

1- سروتیپ
2- گونه یا نوع پرنده ای که ویروس از آن جدا شده است
3- موقعیت جغرافیایی محل جدا شدن ویروس
4- شماره یا نام مراجعه
5- سال جداسازی ویروس نامگذاری می نمایند(Alexander et al., 2008).
1-1-تاریخچه
بیماری نیوکاسل برای اولین بار در سال 1926 در جاوه اندونزی و شهر نیوکاسل انگلستان گزارش گردید. در انگلستان با برقراری قرنطینه و کشتار دسته جمعی طیور مبتلا و با نابودی طیور در معرض سرایت، و نیز با ضدعفونی لانه های آلوده بیماری را کنترل کردند. ولی در جاوه اندونزی مبارزه به صورتی انجام شد که کانون اصلی بیماری نابود نگردید و می توان ادعا نمود که منشاء و سرچشمه انتشار و آلودگی بیماری در دنیا از این ناحیه می‌باشد. در حال حاضر بیماری نیوکاسل در تمام دنیا تحت کنترل درآمده است. در کشور ما، هم زمان با ورود جوجه یک روزه در سال 1329 شمسی از خارج و توسعه صنایع مرغداری در کشور این بیماری نیز مشاهده شد. از آن زمان تاکنون بیماری هر چند سال به صورت همه گیری ظاهر می شود. در سال های اخیر به دلیل رشد روز افزون صنعت مرغداری اهمیت این بیماری بیشتر مورد توجه قرار گرفته است و همواره به عنوان مهمترین عامل تهدید کننده طیور صنعتی و سنتی مطرح
بوده است(Saif et al., 2008).
گزارش های مربوط به شیوع بیماری نیوکاسل مشابه آنچه که در 1926 به وقوع پیوسته در اروپای مرکزی نیز نقل شده است. همچنین اچی و هاشیموتو در 1924 در کره عاملی را گزارش کردند که احتمالا کامل در 1896 در جوجه های جزایر اسکاتلند گزارش کرد. دیل در ابتدا نام نیوکاسل را به صورت موقت برای این بیماری انتخاب کرد تا از این جهت با عوامل ویروسی دیگر تفریق داده شده باشد. در طی 75 سال گذشته نیز نامی بهتر برای ویروس پیدا نشده است(Alexander et al., 2008).
در ایالات متحده بیماری تنفسی ملایم که همراه با عوامل عصبی بود در 1930 شناخته و بعدها به نام پنومو آنسفالیت معروف شد. عامل در تست های سرولوژی با ویروس بیماری نیوکاسل تفریق شد. در عرض چند سال جدایه های زیادی از ویروس که ایجاد بیماری بسیار ملایم و یا بدون بیماری در ماکیان می کرد در سرتاسر دنیا گزارش شد. تاریخچه شیوع بیماری نیوکاسل در اغلب کشور های دنیا به خوبی مشخص نیست.

1-1-2- اسامی مترادف
بیماری نیوکاسل با نامهای شبه طاعون پرندگان1، Pseudo poultry، atypische Geflugelpest، Pseudo vogel، طاعون پرندگان، دیستمپر پرندگان، بیماری Tetelo، بیماری Raikhet و پنوموآنسفالیت پرندگان به کار می رود(Saif et al., 2008).
این نامگذاری ها ممکن است موجب ابهام شوند. زیرا گاهی عفونت پرندگان با هر سویه ای از ویروس نیوکاسل ممکن است به عنوان بیماری نیوکاسل معرفی شود.کلمه ND باید به عفونت هایی اطلاق شود که تعریف آن از نظر بین المللی مورد قبول باشد.
1-1-3- اهمیت اقتصادی
ویروس بیماری نیوکاسل از نظر اقتصاد جهانی حائز اهمیت است و در مقایسه با سایر ویروس های پرندگان وشاید نسبت به سایر ویروس های دیگر حیوانات می تواند یک ضرر اقتصادی جهانی را ایجاد کند. در کشورهای پیشرفته خسارت بیماری علاوه بر شیوع ویروس بیماری نیوکاسل ، شامل انجام اصول کنترل بیماری وبرنامه های کنترل بیماری می باشد که جزو هزینه های همیشگی بیماری می باشد. حتی کشورهای عاری از بیماری برای اهداف تجاری و تست های عاری بودن گله های مرغداری هزینه های بسیاری را متحمل می شوند.در بسیاری از کشورهای توسعه یافته VND اندمیک است و بنابراین نیوکاسل یک عامل محدود کننده مهم در توسعه تولیدات طیور صنعتی است.بسیاری از کشورها از طیور محلی برای تامین پروتئین جیره خود به صورت تخم مرغ و گوشت برای زنان و کودکان استفاده می کنند. از این رو ویروس نیوکاسل در کشورهایی که از جیره های غذایی محدود استفاده می کنند از نظر کمی و کیفی خسارات شدیدی ایجاد می کند.کشورهایی که از محصولات غذایی بوفور استفاده می کنند خطر سلامت انسانی وخسارات عدم پیشرفت اقتصادی- اجتماعی در آنها دیده می شود(Lamb et al., 2005).
1-1-4- اهمیت سلامت عمومی
غیر از اهمیت تغذیه، نیوکاسل یک عامل بیماریزا تشخیص داده شده در انسان است.از طرف دیگر گزارش‌هایی از بیماری معمولا چندان مستند نیست. اما مهمترین عامل کلینیکی اثبات شده در عفونت های انسان، عفونت چشم که معمولا شامل قرمزی یک طرفه یا دو طرفه چشم ، ترشح بیش از حد از چشم، ادم پلک چشم، کونژکتیویت و ادم و پرخونی زیر ملتحمه دیده می شود. عفونت معمولا به صورت گذرا است و قرنیه چشم درگیر نمی شود.
مدارکی دال بر سیستمیک شدن ویروس وجود دارد که به خوبی اثبات نشده است وشامل لرزش ، سردرد، تب همراه و یا بدون کونژکتیویت است. شواهد نشان می دهند که سویه های حدت دار نیو کاسل ممکن است
در انسان ایجاد عفونت و علائم کلینیکی بکنند .عفونت انسان با VND معمولا در نتیجه تماس مستقیم
با ویروس مثل پاشیدن مایع آلانتوئیک عفونی آلوده به چشم در آزمایشگاه ها ، تماس دست آلوده با چشم،
تماس با ویروس در اثر تماس با پرنده ویا لاشه آلوده وتماس با واکسن هنگام واکسیناسیون در روش اسپری می‌تواند صورت بگیرد.چنین عفونتی معمولا با رعایت بهداشت و محافظت از چشم ایجاد نمی شود. این عفونت ها معمولا با ضد عفونی دقیق وپوشیدن لباس مناسب جلوگیری می شود. تا کنون هیچ گزارشی از انتقال انسان به انسان
گزارش نشده است (Lana et al., 1988).
1-1-5- اپیدمیولوژی
بیماری نیوکاسل توسط گروهی از ویروس های بسیار نزدیک به هم که سروتیپ 1 (پارامیکسو ویروس‌های PMV-1) پرندگان را تشکیل می‌دهند، ایجاد می‌گردند. مهمترین نوع ارتباط ویروس بیماری نیوکاسل و سایر سروتیپ‌های پارامیکسو ویروس با ویروس های سروتیپ 3 بوده است. قبلاً سویه‌های ویروس بیماری نیوکاسل و موارد جدا شده را گروه سرمی همگون در نظر می‌گرفتند و همین تفکر اساس روش‌های واکسیناسیون را در اکثر کشور‌ها تشکیل می‌داده است.
با این وجود روش های سرم شناسی دقیق تری که اخیرا به وجود آمده و مهمتر از همه با استفاده از آنتی بادی های مونو کلونال موش نشان داده اند که تنوع آنتی ژنی قابل توجهی بین سویه های مختلف ویروس بیماری نیوکاسل وجود دارد.
این تفاوتها که بین موارد جدا شده یافت شده اند تا حد زیادی در شناخت همه گیری ویروس بیماری نیوکاسل (به خصوص در همه گیری هایی با منشا کبوتران که در دهه 80 در سرتاسر دنیا ظاهر گردید) مفید بوده است.
ویروس های بیماری نیوکاسل را بر اساس بیماریزا ییشان در شرایط آزمایشگاه که در ماکیان به 5 پاتو تیپ تقسیم می کنند :
1 – ویروس های ویستروپیک ولووژنیک (VVND)، شکل بسیار حاد بیماری را بوجود می آورند که همراه با ضایعات هموراژیک مشخص در لوله گوارش است (فرم Doyle ).
2 – ویروس های نورو تروپیک ولووژنیک (NVND) ،به دنبال ایجاد نشانه های تنفسی و عصبی باعث بروز مرگ و میر بالایی می شود (فرم Beach).
3- ویروس های مزوژنیک باعث ایجاد نشانه های تنفسی می شوند و مرگ و میر بالایی را سبب می شوند (فرم Beaudette ).
4- ویروس های لنتوژنیک تنفسی باعث ایجاد عفونت تنفسی خفیف یا پنهان می گردند (Hitchner) .
5- ویروس های روده ای بدون نشانه باعث ایجاد عفونت روده ای پنهان می گردند .برخی از واکسن های زنده تجاری از این نوع هستند(Alexander et al., 2008).
1-1-6- ریخت شناسی
در بررسی ویروس بیماری نیوکاسل با میکروسکوپ الکترونی با کنتراست منفی اغلب به صورت اجزای ویروسی چند شکلی دیده می شوند. بطوریکه آنها کروی هستند و 500- 100 نانومتر قطر دارند. هرچند که شکل نواری آنها در حدود 100 نانومتر هستند ودر طول های مختلف دیده می شوند.سطح خارجی ویروس دارای برآمدگیهایی به درازای 8 نانومتر می باشد.در اغلب میکرو الکترو گراف ها نوکلئو کپسید ویروس به صورت استخوان شاه ماهی دیده می شود که حدودا 18 نانومتر عرض و تقارن مارپیچی دارد که هم در ویروس های سالم و هم در اجزای ویروسی لیز شده دیده می شود(Saif et al., 2008).
1-1-7- ترکیبات شیمیایی
ویروس های خانواده پارا میکسو ویریده شامل یک مولکول تک رشته ای RNA با وزن مولکولی 106×5 می باشد که همراه با اجزای ویروسی آن 5% به وزن طبیعی آن افزوده خواهد شد .توالی نوکلئوتید ژنوم نیوکاسل شامل 15186 نوکلئوتید است.
ذره ویروس در حدود 25 – 20 % وزنش از مایعی ایست که از بدن میزبان مشتق می شود و در حدود 6 % آن کربوهیدرات است . کل وزن مولکولی ویروس به طور متوسط 10×500 است که دارای چگالی ساکاروز g/ml 20 /1-18/1 می باشد.دراستفاده از الکترو فورز با ژل پلی آکرامید به همراه تصفیه اجزای ویروسی ، حد اقل 7 پلی پپتید مشخص می شود. یکی از اینها اکتین میزبان است که با ذره ویروس سازگار شده است .ژنوم نیوکاسل 6 پروتئن دارد که توسط سانسون2 شرح داده شده است :
1- پروتئن L که یک RNA پلی مراز وابسته به RNA است که در همکاری با نوکلئو کپسید است.
2- پروتئین HN که مسئول فعالیت های هماگلو تینین و نور آمینیداز می باشد که دو تا از برآمدگی های بزرگ در سطح ذره پارا میکسو ویروس را تشکیل می دهد.
3- پروتئین ادغامی F ، که عامل شکل گیری بر آمدگی کوچکتر است.
4- پرو تئین نوکلئو کپسید NP .
5- پروتئین P فسفریله شده ودر ارتباط با نوکلئو کپسید .
6- پروتئین M که ماتریکس نامیده می شود.
ترتیب ژن اینها بدین صورت است :
(King et al., 1998; Lamb et al., 2005).
1-1-8- ویژگی های بیو لوژیک
چندین ویژگی بیولو ژیک مرتبط با پارا میکسو ویروس وجود دارد که باعث شناسایی این گروه می شود(King et al., 1998).
1-1-8-1- فعالیت هماگلوتینین
اساس آزمایش توانایی ویروس نیوکاسل وسایر پارا میکسو ویروس ها ، در آگلوتیناسیون گلو بول های قرمز ، از طریق اتصال هماگلوتینین نور آمینیداز به گیرنده های سطحی RBC’s می‌باشد. این ویژگی ویروس وممانعت اختصاصی آگلو تیناسیون توسط آنتی سرم به عنوان ابزار مهمی برای تشخیص این بیماری به کار می رود.معمولا از گلوبول های قرمز ماکیان برای آزمایش آگلو تیناسیون استفاده می شود. ولی ویروس بیماری نیوکاسل می تواند عمل آگلو تیناسیون را برای تمام گلوبول قرمز دوزیستان ، خزندگان و پرندگان انجام دهد. وینسلو3 و همکارانش در مطالعه‌ای نشان دادند که تمام سویه های ویروس بیماری نیوکاسل قادر به آگلوتینه کردن گلو بول قرمز انسان‌، موش و خوکچه هندی بودند. ولی در مورد سلول های گاو ، بز، گوسفند ،اسب و خوک توانایی برای آگلوتینه کردن بسته به سویه ویروس نیوکاسل متغییر بود. سایر پارا میکسو ویروس‌های پرندگان توانایی خود را در آگلوتینه کردن طیفی وسیعی از RBC را، از خود نشان می دهند. اما طیف دقیق ممکن است بر حسب سرو تیپ متفاوت باشد.
ویروس‌های خانواده پارا میکسو ویریده اگر روی رسپتور مناسب قرار بگیرند قادر به آگلوتینه کردن سلول هایی به غیر از گلو بول های قرمز نیز می باشند(Burnet, 1942; Winslow et al., 1950).
1-1-8-2- فعالیت نور آمینیداز
آنزیم نور آمینیداز بخشی از مولکول هما گلوتینین- نور آمینیداز است.و در تمام جنس های روبلا ویروس وجود دارد.عملکرد دقیق نور آمینیداز در همانند سازی ویروس نا شناخته است. اما به نظر می رسد که نور آمینیداز رسپتور های ویروسی را از سلول های میزبان حذف می کند که از اتصال مجدد سلول ها و ذرات ویروسی و جمع شدن ویروس جلوگیری بکند.
1-1-8-3- چسبندگی سلول و همولیز
ویروس نیوکاسل و سایرپارا میکسو ویروس ها ممکن است سبب همولیز RBC یا چسبندگی سایر سلول ها شوند. که این دو اساسا توسط یک مکانیسم انجام می شود. در ابتدا اتصال به جایگاه رسپتور در حین همانند سازی انجام می گیرد و به دنبال آن ادغام غشاء ویروسی با غشای سلول انجام می گیرد که در نتیجه موجب ادغام دو یا چند سلول می شود.
اتصالاتی مشابه شکل سن سشیال ( پروتو پلاسم چند هسته ای که وقتی ذره ویروس از سلول جوانه می زند اتفاق می افتد ) ایجاد می گردد و غشای محکم گلو بول قرمز پس از اتصال به غشای ویروس لیز می شود(Alexander, 2000; King et al., 1998; Spradbrow et al., 1978).
1-1-8-4- همانند سازی ویروس
مرحله اول که ویروس نیوکاسل برای تولید مثل به کار می برد اتصال ویروس به گیرنده سلول است که توسط پلی پپتید هماگلوتینین نور آمینیداز انجام می گیرد.
چسبندگی ویروس با غشاهای سلولی با فعالیت چسبندگی پروتئین F شروع می شود که در مرحله بعد کمپلکس نوکلئو کپسید به داخل سلول وارد می شود. همانند سازی ویروسی داخل سلولی نهایتا در سیتو پلاسم اتفاق می افتد زیرا ویروس RNA سنس منفی است.RNA پلی مرازی که RNA ی ویروسی را هدایت می کند ، باید تولید سنس مثبت مکمل را بکند که مثل mRNA عمل می کند و در مکانیسم های سلولی به کار می رود و قادر است ژنوم ویروسی را به صورت پروتئین ترجمه کند(Alexander et al., 2008).
پروتئین F که سنتز شد به عنوان یک پیش ساز غیر فعال Fo مطرح می شود که باید به وسیله پروتئاز های میزبان تقسیم شود و تبدیل به F1 و F2 شود.این دو واحد توسط دی سولفید متصل به هم باقی می مانند. این شکاف در ایجاد خاصیت بیماریزایی در ویروس های بیماری نیوکاسل حائز اهمیت می باشد. در برخی از سویه ها عامل HN نیز نیاز به شکاف بعد از رونوشت برداری دارد.پرو تئین های ویروسی ساخته شده در سلول در گیر شده میزبان به غشای سلولی انتقال می یابند.در اثر ادغام با یکدیگر تغییر شکل پیدا می کنند، نواحی از نوکلئو کپسید به منطقه تغییر شکل یافته در غشای سلولی آمده و در مجا ورت آن قرار می گیرند و به دنبال آن اجزای ویروسی از سطح سلول جوانه می زند(Alexander et al., 2008; Peeples, 1988).
1-1-8-5- حساسیت به عوامل فیزیکی و شیمیایی
عفونت زایی ویروس نیوکاسل و سایر ویروس های خانواده میکسو ویریده ممکن است با عوامل فیزیکی و شیمیایی چون حرارت ، نور ماورای بنفش ، فرآیند های اکسیداسیون ، تا ثیرات PH و ترکیبات شیمیایی از بین برود.
از بین رفتن خاصیت عفونت زایی بسته به سویه ویروس ، مدت زمان در معرض قرار گرفتن ، میزان ویروس ، ماهیت محیطی که ویروس در آن قرار می گیرد ، کنش های متقابل بین ویروس و ماده ضد عفونی کننده متفاوت است. هیچ ماده ای نمی تواند تخریب صد در صد ایجاد بکند ، اما ممکن است باعث کاهش احتمال حضور ویروس عفونی شود(Garten et al., 1980; Nagai et al., 1980).
1-1-9- تست های پاتو ژنسیته
1-1-9-1- شناسایی ویروس بر اساس حدت ویروس
در حال حاضر شناسایی رسمی ویروس های جدا شده نیوکاسل ، شامل ارزیابی حدت آنها نیز می‌شود. به این منظور از 3 روش استفاده می شود :
1- میانگین زمان فرا رسیدن مرگ در تخم مرغ ها : در این روش حد اقل 5 تخم مرغ 9 تا 10 روزه جنین دار ( که از یک گله عاری از عوامل بیماریزای مشخص به دست آمده باشد ) را انتخاب کرده و در هر یک از آنها رقت های مختلف ( با مضرب های یک به ده ) از نمونه می ریزند و سپس میانگین زمانی را که در آن جنین ها در بالا ترین رقت می میرند ( البته با گزارش صد در صد مرگ و میر ) محاسبه می‌کنند.MDT جهت گروه بندی سویه ها و ویروس های جدا شده ویروس نیوکاسل به سه گروه مورد استفاده قرار گرفته است .این سه گروه عبارتند از : ولووژنیک (MDT کمتر از 60 ساعت) ، مزوژنیک (MDT بین 60 تا 90 ساعت) ، ولنتوژنیک (MDT بیش از 90 ساعت).
در برخی آزمایشگاه ها ارتباط ضعیفی را بین مقادیر MDT وحدت ویروس های جدا شده از طیور ، مخصوصا وقتی که ویروس از گونه های مختلف پرندگان به دست آمده باشد ، گزارش نموده اند.
2- شاخص بیماریزایی داخل مغزی در جوجه های یکروزه : در این روش ، ویروس مشتق از مایع آلانتوئیک عفونی تازه را به مغز 10 جوجه یکروزه ( که از گله عاری از عوامل بیماریزایی مشخص به دست آمده اند) تلقیح می نمایند . هر پرنده به مدت 8 روز هر 24 ساعت یکبار مورد آزمایش قرار می دهند و بدین ترتیب به آنها امتیاز می دهند : صفر در صورتی که طبیعی باشند ، یک در صورتی که مریض باشند و دو اگر مرده باشند(Alexander et al., 2008).
شاخص عبارتست از میانگین امتیاز به ازای هر پرنده نسبت به هر بار مشاهده در یک دوره 8 روزه می باشد. ICPI در حاد ترین ویروس ها ، نزدیک به شماره حداکثر یعنی 2 می باشد. در حالی که لنتوژنیک مقادیری نزدیک به صفر را نشان می دهد.
3- شاخص بیماریزایی داخل وریدی در جوجه های 6 هفته : در این آزمون ویروس مشتق از مایع آلانتوئیک عفونی تازه را از راه وریدی به 10 جوجه مرغ 6 هفته ای عاری از عوامل بیماریزا تلقیح می کنند. هر پرنده را به مدت 10 روز ، هر 24 ساعت یکبار ، مورد آزمایش قرار داده ، به قرار زیر امتیاز می دهند :
صفر در صورتی که پرنده طبیعی باشد؛ یک ، در صورتی که مریض باشد ؛ دو ، در صورتی که فلج شده باشد و سه ، در صورتی که مرده باشد.
شاخص برابر است با میانگین امتیاز به ازای پرنده نسبت به هر بار مشاهده در یک دوره 10 روزه . IVPI در حاد ترین ویروس ها نزدیک به بیشترین شماره یعنی 2 است ، در حالیکه این رقم در ویروس های لنتوژنیک و اکثر ویروس های مزوژنیک برابر با صفر است(Alexander et al., 2008).
1-1-9-2- مقاومت در برابر گرما
مقاومت گرمایی HI نیوکاسل جدا شده متفاوت است و به عنوان یک تست تشخیصی استفاده می‌‌شود. این ویژگی به عنوان ابزاری مفید برای ارزیابی مطالعات شیوع بیماری به کار می رود و روش سریعی برای تفریق برخی سویه های حاد و غیر حاد می باشد(Wilden et al., 2009).
1-1-9-3- شستشو
میزان شستشوی گلوبول های قرمز آگلوتینه شده ، معیاری است که به طور عمده برای گروه بندی ویروس نیوکاسل استفاده می شود.که به دو شکل است : آزمایش با شستشو دهنده های کند و سریع (Lamb et al., 2005).
1-1-9-4- اندازه و شکل پلاک
تشکیل پلاک ، اندازه و شکل آن برای شناسایی ویروس ها به کار می رود. ویروس نیوکاسل با حدت پایین در کشت سلولی بدون اضافه کردن دی اتیل آمینو اتیل (DEAE ) و یون منزیم و مقادیر بالای تریپسین
در آگار قادر به ایجاد پلاک نیستند .پلاک ها ممکن است به دو شکل قرمز و روشن دیده شوند و
اندازه اینها با حدت ویروس ماکیان مرتبط باشد (Ke et al., 2010; King et al., 1998).
1-1-9-5- ساختار پلی پپتید ها
اختلافات و شباهت های ساختار های پلی پپتید بین سویه های مختلف گزارش شد.
لامینزی وهمکاران گزارش کردند ویروس هایی که حدت‌های مشابه‌ای داشتند‌، دارای شکل آنزیمی بودند
که خیلی به هم شباهت داشتند. ولی این شکل آنزیمی با آنزیم سویه‌های دیگر متفاوت بوده
است (Alexander et al., 1987).
1-1-9-6- رونوشت برداری از الیگو نوکلئوتید
مک مایلن و همکاران (1986) از روش رونوشت برداری الیگو نوکلئوتید در RNA ژنومی در مقایسه با سویه های مختلف و ایزوله ویروس بیماری نیوکاسل استفاده کردند. این روش برای شناسایی ویروس هایی با منشا مشترک و ویروس هایی با ایزوله های مختلف به کار می رود ولی به صورت روزمره از آن برای تشخیص استفاده نمی شود(Mcmillan et al., 1986).
1-1-9-7- پیوند به ِلکتین
مک مایلن و همکاران اثبات کردند که سویه های مختلف ویروس بیماری نیوکاسل از نظر پیوند به لکتین دارای تفسیری متفاوت می باشد که برای گروه بندی و تفریق آنها به کار می رود(Mcmillan et al., 1986).
1-1-9-8- شنا سایی ژنتیکی
تکنیک های پیشرفته برای شناسایی ترکیب نوکلئو تید ، و دسترسی بیشتر به توالی اطلا عات بیشتر در مورد ویروس های نیوکاسل در همه پایگاه های اطلاعاتی کامپیوتر گنجانده شده اند و نمایش توالی حتی کوتاهی از ژنوم می تواند در رشد و تاریخچه تکنیکی و آنالیز آنها ، نتایج مفهوم داری بدهند که منجر به افزایش چنین مطالعاتی در سال های اخیر شده است.در این میان توجه خاصی به ژن های فیوژن شده است زیرا از این طریق پیشگویی برای حدت ویروس ها راحت است (Mcmillan et al., 1980; Mcmillan et al., 1982).
تقسیم بندی ویروس‌ها بر اساس پارامتر‌های زمانی، جغرافیایی، آنتی ژنتیکی، و یا اپیدمیولوژیکی ایجاد می‌شوند تا در طبقه‌بندی‌های خاصی قرار بگیرند و برای ارزیابی اپیدمیولوژیکی جهانی و گسترش جهانی ویروس بیماری نیوکاسل بسیار مهم است. نکته قابل توجه در مورد این ویروس این است که ویروس‌هایی که دارای ویژگی‌های ژنتیکی اختصاصی هستند مانند واریانت‌های خود‌، به صورت دوره‌ای محو نمی‌شوند و ممکن است برای چندین سال پیاپی به دنبال دیدن ویروس دیده شوند. اگر چه اطلاعات کمی در رابطه با بر آمدگی F وجود دارد. اما توالی HN برای چندین سویه، تعیین شده است که به صورت شکل اولیه HNO در مورد بعضی از سویه ها بوجود می آید. ( یعنی ( Ulster و D26 ) و نه برای همه سویه‌ها ( یعنی B1 هیچنر لنتوژن ، C بودت مزوژن )، دو سویه ولووژنیک مثل: استرالیایی، ایتالیایی و روسی و ویروس حاد کبوتر ، همگی دارای کد های انتهایی هستند که قبل از انتهای ژن HN قرار گرفته ، که محصولی تولید نکرده و شکاف بعد از رونوشت برداری لازم نیست.در شرایط خاص از این پتانسیل برای تفریق ویروس های اندمیک با حدت پایین و دیگر ویروس ها به کار می رود(Nagai et al., 1980).
1-1-9-9- معیار های مولکولی برای پاتوژنسیته
در حین تکثیر ویروس نیوکاسل ، پروتئین های مهم ویروس ساخته و متعاقبا به صورت گلیکو پروتئین‌های اساسی و اولیه در می‌آیند. در مرحله بعد F0 باید شکاف داده شده و به F1 و F2 تبدیل شود تا ذرات عفونی باردار شده و حالت عفونی پیدا کنند.شکاف بعد رونوشت برداری ، واسطه ای برای فعال کردن پروتئاز های سلول میزبان است. اگر شکاف به خوبی صورت نگیرد ، ذرات غیر عفونی تولید می‌شوند. تریپسین می تواند جایگاه F0 را در تمام سویه های ویروس نیوکاسل شکافته و آنها را در شرایط آزمایشگاهی تبدیل به شکل عفونی کند.
اهمیت شکاف F0 به راحتی به اثبات رسیده است. زیرا که ویروس ها به طور رایج قادر به همانند سازی و یا تولید پلاک نبودند ولی وقتی تریپسین به محیط به صورت آگار و یا کشت مایع اضافه شد، همانند سازی و تولید پلاک با هم دیده می شود. هر چند که تمام ویروس ها می توانند در حفره آلانتوئیک تکثیر و سلول های عفونی نسل بعد را بوجود آورند ولی در کشت های سلولی در آزمایشگاه فقط سویه پاتوژنیک ماکیان قادرند همراه و یا بدون تریپسین رشد کنند و سویه هایی با حدت پایین فقط در حضور تریپسین تکثیر می شوند.
بنا بر این مولکول‌هایF0 ویروس حدت‌دار بوسیله پروتئاز میزبان و پروتئاز یافت شده در رنج وسیعی از سلول ها و بافت ها ، شکاف داده می شود. اما مولکول‌هایF0 که ویروس های با حدت پایین که حساسیت شان در شکاف به وسیله آنزیم های میزبان اختصاصی محدود می شوند ، در نتیجه این ویروس ها فقط بر روی سلول های خاصی از میزبان رشد می کنند.بررسی اولیه در مورد توالی اسید آمینه در شکل اولیه F0 ، از روی توالی نوکلئوتید ژنF در برخی از سویه های ویروس نیوکاسل گرفته شد و بدین وسیله مقایسه و بررسی ویروس های ولووژنیک ، مزوژنیک و یا ویروس های با حدت پایین امکان پذیر شد .برای تمام ویروس ها اسید آمینه در جایگاه 116 و انتهای C در پروتئین F2 جایگاه تجزیه آرژنین بود(Alexander et al., 2008; Beard et al., 1970)
ویروس هایی با حدت پایین همگی دارای اسید آمینه لوسین در جایگاه 117، روی انتهای N در پروتئن F1 و اسید آمینه اصلی دیگر در جایگاه 113 بودند.بر عکس این ، تمام سویه های ولووژنیک و مزوژنیک ، فنیل آلانین در جایگاه 117 و(جز یک مورد) اسید های آمینه اصلی در جایگاه 112 و 115 به اضافه اسید آمینه هایی که در 113 و 116 دیده می شوند را دارا بوده‌اند. یک استثنا در این مورد درباره ویروس حاد پارا میکسو ویروس PVM-1 کبوتر است که به صورت حاد است ولی اسید آمینه اصلی در جایگاه 112 را ندارد(Lamb et al., 2005).
چنین به نظر می رسد که مکانیسم های کنترلی نیوکاسل و بیماریزایی آن بسیار شبیه ویروس بیماری آنفلوانزا است. حضور اضافی اسید آمینه‌های پایه‌ای در سویه‌های حدت‌دار به این معنی است که شکاف می‌تواند به وسیله طیف وسیعی از پروتئاز‌ها در ارگان‌ها وبافت‌های مختلف میزبان موثر واقع شود. این آنزیم منحصر به فرد به طور کامل تعریف نشده است‌، اما مثل ویروس های آنفلوانزای پرندگان یک یا چندین پیش پروتئین پردازنده Subtilisin وابسته به اندو پروتئاز دارد که Furin آن عامل مهم در این امر است. بنابراین ویروس های لنتوژنیک ، تنها در سلول هایی که آنزیم های شبه تریپسین در آنها واقع شده، تکثیر می یابند که این آنزیم ها در اپیتلیوم تنفسی و گوارشی وجود دارد در حالی که ویروس های حاد در تمام بافت ها تکثیر می یابند و منجر به عفونت سیستمیک کشنده می شوند. اطلا عات زیادی در مورد درجات مختلف تنوع در جایگاه FO در دسترس است که در طی بررسی آلودگی های شدید در استرالیا 2000 – 1998 روی داده است. تفاوت هایی که در شیوع طبیعی ویروس ها وجود دارد این موضوع را بازگو می کند که حد اقل نیاز ویروس های نیوکاسل برای نشان دادن حالت حاد در ماکیان داشتن محرک 117KRF / R×R 113 است و دلیل ضروری بودن اسید آمینه فنیل آلانین در جایگاه 117 مشخص نیست و ممکن است عامل مهم تشخیص توسط پروتئاز نباشد (Erickson et al., 1977; Estupinan et al., 1971).
1-1-10- میزبان های آزمایشگاهی
از تحقیقات به عمل آمده نتیجه گیری می شود که ویروس نیوکاسل قادر است در محیط آزمایشگاه حیوانات زیادی به غیر از ماکیان و 27 راسته از 50 راسته ماکیان را آلوده و در بدن آن‌ها تکثیر نماید. ولی ماکیان مهمترین میزبان طبیعی ویروس هستند و در دسترس‌ترین میزبان آزمایشگاهی بیماری نیز به حساب می‌آیند.
1-1-11- انتقال

دسته بندی : پایان نامه ارشد

پاسخ دهید